خطايى ، على اكبر

436

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

« پوسى » كلمهء چينى است به معنى ايرانى . مىگويند كه تحريفى است از « فارسى » . در چينى استعمال قديم دارد . « ايلانى » تلفظ چينى ايرانى است . چينيان « ر » را « لام » ادا مىكنند . جنگ بمعنى سفينه كلمهء چينى و نوعى است از قايقهاى بادبانى ( در جاى خود تفصيل مطلب گفته خواهد شد ) . در ايران بمعنى سفينه و بياض و مجموعهء يادداشتها استعمال شده است مانند جنگ اشعار . ظاهرا قديميترين متنى كه اين كلمه در آن ديده مىشود سفرنامهء ابن بطوطه است به صورت « جنق » و جمع آن « جنوق » . كلمهء « جنگ » در تداول ادباى زبان فارسى و اهل كتاب مجموعه‌اى است از نوشته‌هاى گزيده و پراكنده به نظم و نثر و خود كلمه‌اى است چينى بمعنى زورق بزرگ بادبانى كه در قبال لفظ « سفينه » ( كشتى ) و در همان مفهوم به كار رفته است . قدمت استعمال « سفينه » در ادبيات ما بيش از « جنگ » است . لفظ « سفينه » در شعر شاعران و نوشتهء اديبان پيشين به كار رفته است . از جمله در چهار مقالهء عروضى سمرقندى مىخوانيم كه چون شعرى به پايهء بلندى برسد آن را « بر سفائن بنويسند و در مدائن بخوانند » . سوزنى سمرقندى در قصيده‌اى گفته است : از قلم سوزنى به مدحت صاحب * پنجهء ديوان بيش باد و سفينه سعدى هم در غزلى نشان داده است كه سفينه در عهد او مجموعه‌اى بوده است كه در آن نوشته‌ها و سروده‌هاى متنوع را جمع مىكرده‌اند ، اين‌چنين : سفينهء حكميات و نظم و نثر لطيف * كه بارگاه ملوك و صدور را شايد حافظ در بيت مشهورى ديوان شعر را « سفينهء غزل » نام برده و در غزل ديگرى دربارهء ديوان شعر فرموده است : من و سفينهء حافظ كه جز درين دريا * بضاعت سخن درفشان نمىبينم